معنی کلمه کازرونی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کازرونی . [ زِ ] (اِخ ) شیخ سعید الدین محمدبن مسعود الکازرونی . معاصر امیر محمد مظفر بود و در بلده ٔ فاخره ٔ شیراز به لوازم افاده و نشر علوم دینیه اشتغال مینمود، از مصنفات آن جناب شرح مشارق الانوار و سیر سیدالابرارصلی اﷲ علیه و آله الاخیار مشهور است و آن سیر به زبان اهل خبر بسیر کازرونی مذکور. وفات شیخ سعید در شهور سنه ٔ ثمان و خمسین و سبعمائه بوقوع انجامید. (رجال کتاب حبیب السیر ص 48). و رجوع شود به حبیب السیر چ خیام ص 310، 325، 334، 360، 369، 371، 419، 442.