معنی کلمه واکن کردن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
واکن کردن . [ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) واکندن . عیار. معایره . (یادداشت مؤلف ). رجوع به واکندن شود.