معنی کلمه بغر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بغر. [ ب َ ] (ع مص ) سخت باریدن باران به یک دفعه ، بغرت السماء بغراً. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (ازآنندراج ).

نرم گردانیدن باران زمین را. (مؤید الفضلاء).

آب دادن زمین را: بغر الارض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).