معنی کلمه کیفر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کیفر. [ ک َ /ک ِ ف َ ] (اِخ ) نام قلعه ای که آن را هیچکس نتوانستی گرفت جهت طلسمی که بر آن کرده بوده اند. (صحاح الفرس ،از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نام قلعه ای است که در آن طلسمی بسته اند و هیچکس قدرت برگرفتن قلعه نیافته است . (برهان ). نام قلعه ای بود، و آن طلسمی داشته که هیچکس برگرفتنش قدرت نیافته . (فرهنگ جهانگیری ).