معنی کلمه صباح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صباح . [ ص ُ ] (اِخ ) ابن طریف . سمعانی نسبت او را چنین نویسد: صباح بن طریف بن یزیدبن عمربن عامربن ربیعةبن کعب بن ربیعةبن ثعلبةبن سعدبن ضبة. (الانساب ص 349 ورق الف ). واز فرزندان او عبدالحرب بن زیدبن صفوان صباحی است .