معنی کلمه یزدان بخت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یزدان بخت . [ ی َ ب ُ ] (اِخ ) نام رئیس مانویه در زمان مأمون خلیفه که به ری بود و مأمون او را امان داد و اسلام عرضه کرد و او گفت خلیفه هیچکس را به ترک مذهب خود مجبور نکرده است . مأمون گفت چنین است . (از فهرست ابن الندیم ص 473). مأمون او رابه مناظره با متکلمان بغداد بخواند و متکلمان بر اوچیره شدند، ولی مأمون از اینکه او را به جبر به قبول اسلام وادارد چشم پوشید و به ناحیه ٔ حرم خویش منزل داد و نگاهبانان گماشت تا او را از شر غوغا حفظ کنند. یزدان بخت فصیح و زبان آور بود. (یادداشت مؤلف ).