معنی کلمه ابوعبدا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابوعبدا. [ اَ ع َ دِل ْ لاه ] (اِخ ) ابن باکو. علی بن محمدبن عبداﷲ شیرازی . یکی از فضلای عرفای اواخر مائه ٔ چهارم و اوائل مائه ٔ پنجم است . او درک صحبت شیخ ابوعبداﷲ خفیف کرده و در سفر نیشابور به خدمت امام قشیری و شیخ ابوسعید ابوالخیر رسیده و مدتی با شیخ ابوالعباس نهاوندی مصاحبت داشته و پس از مسافرتهای بسیار به شیراز بازگشته و در مغاره ٔنزدیک شهر منزوی شده است . وفات او به سال 440 هَ . ق . در شیراز و قبر او به نام قبر باباکوهی در آن غارمزار است و ظاهراً سعدی در آنجا که گوید: شنیدی که بابای کوهی چه گفت ... مرادش همین ابن باکو است که درزمان شیخ نام او نیز در تداول عوام به بابای کوهی نسخ شده است . رجوع به ج 3 نامه ٔ دانشوران ص 70 شود.