معنی کلمه ثور در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثور. [ ث َ ] (اِخ ) ابن مرتّع. اسم او عمرو است واو از ملوک معدّ و از اجداد حجر آکل المرار از ملوک کنده و نیز از اجداد اشعث ابن قیس و فدکندة و از اجداد یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف عرب بوده است .