معنی کلمه یرقوع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یرقوع . [ ی َ ] (ع ص ) گرسنگی سخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). بَرقوع . بُرقوع .سخت : جوع یرقوع ؛ گرسنگی سخت . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به برقوع شود.

سخت گرسنه . (دهار).