معنی کلمه حواءة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حواءة. [ ح ُوْ وا ءَ ] (ع اِ) یکی حواء و آن گیاهی است که بزمین می چسبد. (اقرب الموارد). گیاهی است چسبنده بزمین . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به حواء شود. - رجل حواءة ؛ مرد چسبنده به خانه ٔ خود که از خانه بیرون نیاید و این تشبیه است به گیاه حواء. (اقرب الموارد). مردم لازم گیرنده خانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).