معنی کلمه کاروانلو در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کاروانلو. [ کارْ / رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز، واقع در 30500 گزی جنوب باختری خداآفرین و 31هزارگزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و گرمسیر مالاریائی و دارای 68 تن سکنه است . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ ارس تأمین می شود. محصول آن غلات و پنبه و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).