معنی کلمه کوتاه جامه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کوتاه جامه . [ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) که لباس او کوتاه باشد : آنچه کوتاه جامه شد جسدش کردم از نظم خود درازقدش . نظامی .