معنی کلمه رافع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رافع. [ ف ِ ] (اِخ ) انصاری اوسی ، ابن سهل بن زیدبن عامربن جشم بن حارث بن خزرج بن عمربن مالک بن اوس انصاری اوسی . وی و برادرش عبداﷲ در دو غزوه ٔ احد و خندق شرکت داشتند و در غزوه ٔاحد هر دو زخمی شدند و در جنگ خندق برادرش شهید گشت ، ولی تاریخ و چگونگی درگذشت خود او پیدا نیست . رجوع به الاصابة ج 2 قسم اول و قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.