معنی کلمه قیس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قیس . [ ق َ ](اِخ ) ابن عَبایه بن عبید خولانی . از صحابیان صاحب رای و شجاع بود که در جوانی جنگ بدر را دیده و در فتوح شام با ابوعبیده مصاحبت داشته و ابوعبیده با او شور میکرده است . در ایام خلافت معاویه بسال 45 هَ . ق . درگذشت . (الاصابة ج 3 ص 254) (الاعلام زرکلی ج 2 ص 801).