معنی کلمه قیس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قیس . [ ق َ ] (اِخ ) جزیره ای است (کیش ) در دریای عمان و شهری است زیبا، دارای باغستانهای سبز و خرم و بناهای عالی و مقر صاحب عمان است . این جزیره ، لنگرگاه کشتی های هند و ایران است . گروهی از کُتّاب و ادباء بدان منسوبند. (از معجم البلدان ). جزیره ای است به بحر عمان . معرب کیش . (منتهی الارب ) : از جزیره ٔ قیس که قلب دریاست تا طبس و سیستان عرصه ٔ ملکت و ساحت ولایت آن پادشاه است . (المضاف الی بدایع الازمان ص 34). رجوع به کیش شود.