معنی کلمه قاسمی یمنی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قاسمی یمنی . [ س ِ ی ِ ی َ م َ ] (اِخ )احمدبن حسین بن قاسم بن عبداﷲ. از پیشوایان بزرگ زیدیه ٔ یمن است . وی مردی سیاستمدار و دلیر و محتاط بود. زیدیه ٔ یمن به سال 646 هَ . ق . به وی بیعت کردند و به المهدی لدین اﷲ ملقب شد. و در ثلا دعوت خود را آشکار کرد. سلطان نورالدین رسولی جنگهائی را علیه او بپاساخت که خود در پایان این جنگها وفات کرد، و قاسمی بر بیشتر شهرهای قسمت بالای یمن مسلط گشت و به وضع آنها سروسامان بخشید و بر این منوال بود تا لشکر ملک مظفر در جائی به نام «شوایه » او را به سال 656 هَ . ق . کشتند. رجوع به العقود اللؤلؤیه ج 1 صص 75 - 135 و بلوغ المرام ص 48 و اعلام زرکلی چ 2 ج 1 ص 114 شود.