معنی کلمه ضنوء در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ضنوء. [ ض ُ ] (ع مص ) ضَن ْء . ضَناء . ضَن ء . بسیاربچه شدن زن و جز از زن . (منتهی الارب ). بسیارفرزند شدن . (تاج المصادر) (زوزنی ).

بسیار شدن شتران . (منتهی الارب ). بسیار شدن مال . (تاج المصادر).

رفتن و پنهان شدن . (منتهی الارب ).