معنی کلمه سیاه تلو در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سیاه تلو. [ ت َ ] (اِ مرکب ) درختچه ای است خاردار که نام علمی آن «پالیوروس - اسپینا کریستی » میباشد. این درختچه در سراسر جنگلهای شمال در جلگه و میان بند تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریا یافت میشود. در ارسباران و بجنورد نیز میروید. آنرا در نور و گرگان سیاه تلو و سیاه تلی مینامند. (جنگل شناسی ج 2 صص 258 - 259).