معنی کلمه غدفل در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
غدفل . [ غ ِ دَ ] (ع ص ) ج ، غدافِل . تأنیث آن غدفلة.مرد بلندبالا.

قوی جثه ٔ تمام اندام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غِدفن . (منتهی الارب ). رجوع به غدفن شود.

زندگانی فراخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

جامه ٔ کهنه ، و منه المثل : «غرّنی بُرداک من غدافِلی »؛ قاله رجل سأل رجلاً ان یکسوه فوعده فألقی خلقانه فلم یکسُه ُ. (منتهی الارب ).