معنی کلمه وابل در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وابل . [ ب ِ ] (اِخ ) مؤلف تاج العروس گوید: جد هشام بن یونس اللؤلوی المحدث ، از او حدیث کرد و حفید او اسحاق بن ابراهیم از جد خود حدیث نقل کرد و از ابوالقاسم بن النحاس المقری نقل حدیث کرده است . - انتهی . در منتهی الارب آمده : وابل ، نام جد حجاج بن یونس لؤلؤی محدث (کذا).