معنی کلمه حصیران در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حصیران . (اِخ ) دهی است جزء دهستان بالا بخش طالقان شهرستان تهران . واقع در نه هزارگزی خاور شهرک و سه هزارگزی راه مالروی عمومی بالا. ناحیه ای است واقع در کوهستان سردسیر. دارای 197 تن سکنه میباشد. از رودخانه ٔ کربود و کوئین و چشمه سار مشروب میشود. محصولاتش غلات ، اسپرس ،سیب زمینی ، لوبیا، میوه جات مختلفه و گردو. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. عده ای برای تأمین معاش به تهران ، مازندران و گیلان میروند و عده ای کارمند ادارات هستند. از صنایع دستی آنان کرباس و گلیم بافی است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).