معنی کلمه برنی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
برنی . [ ب َ رَ ] (اِخ ) ضیاءالدین . مورخ و ادیب فارسی زبان هندوستان در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری . وی از مریدان نظام الدین محمد بداؤنی معروف به نظام الدین اولیاء، و از دوستان امیرخسرو دهلوی و امیرحسین دهلوی بود. برنی بیش از هفده سال ندیم سلطان محمدبن تغلق بود. اواخر عمر را در تنگدستی گذراند و سرانجام اندکی بعد از سال 758 هَ. ق . درگذشت و در غیاثپور نزدیک مقبره ٔ نظام الدین اولیاء مدفون شد. او راست : اخبار برمکیان ، تاریخ فیروزشاهی ، فتوحات فیروزشاهی . (از دایرة المعارف فارسی ).و رجوع به تاریخ مغول عباس اقبال ص 529 و 546 شود.