معنی کلمه قوب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قوب . [ ق ُ وَ ] (ع اِ) پوست بیضه . (منتهی الارب ). قشورالبیض . (اقرب الموارد). قشرالبیض وبه فارسی پوست سخت تخم مرغ . (فهرست مخزن الادویه ).