معنی کلمه دنس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
دنس . [ دَ ن َ ] (ع مص ) ریمناک شدن جامه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). شوخگن شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). چرک و چرکناک شدن . (غیاث ). چرکین شدن . چرکن شدن . (یادداشت مؤلف ).

معیوب و زشت گردیدن عرض و خلق . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).