معنی کلمه سوام در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سوام . [ س ُ ] (ع اِ) بها. (منتهی الارب ). بها. قیمت . (ناظم الاطباء).

نام مرغی است .

(مص ) بها کردن متاع . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).